کلاه را از سر آزادی بر میدارم
نگاه کن
کیست که اینگونه جان خود را به بازی گرفته باشد
به آسمان و دریا نگاه میکنم
غم انگیز و جذاب است دنیا
با این همه آیا
اعتصاب شهاب سنگ ها و نهنگ ها
شجاعانه نیست؟
«بکتاش آبتین »
+روحت شاد بکتاش...
کلاه را از سر آزادی بر میدارم
نگاه کن
کیست که اینگونه جان خود را به بازی گرفته باشد
به آسمان و دریا نگاه میکنم
غم انگیز و جذاب است دنیا
با این همه آیا
اعتصاب شهاب سنگ ها و نهنگ ها
شجاعانه نیست؟
«بکتاش آبتین »
+روحت شاد بکتاش...
چهارستون بدنش چون بید میلرزد...به خیالش که گریخته...شاید امن ترین جا برای فرار از تاریکی در پشت خورشید باشد...ستاره ی امیدی که آن قدر نور به اینطرف و آن طرف پرتاب میکند که از روشنایی زیادش هیچ چیز را نمیبینی...به قیمت چشمایش در پشت خورشید پناه میگیرد...چشم هایش میسوزد و اشک بی اختیار روی گونه اش میچکد،تا نیمه ی صورتش پایین میدود و همانجا میخشکد و نمک میشود...رفتن همان است و ماندن همان...به سوی روشنایی میرود و تا ابد در تاریکی میماند...آدم کور که مسیر نمیداند...تنها هوس بود و بس...او اسیر حد و نهایت بود که حتی در مملکت نور هم چیزی نمیدید...بصیرتش به گل نشسته بود...
گذشت زمان،فراموشی شرم گناه،مثل آسودگی میماند...اما چه آسودگی ای؟وقتی دوباره همین چرخه شروع میشود؟..اسمش را هرچه میخواهید بگذارید بگذارید ،من به آن نیازی ندارم،بیشتر معنویت میخواهم...یا چیزی مثل ان..ایمانی ندارم،برایم از دعا و نماز نگویید...معنویت را در دهان جذامی ها بجویید...«بوسیدن لب های جذامیان آنان را تبدیل به مسیح میکند»•...بمبی بترکانید و در صدای جیغ مادر مرده ها و در هم کوبیده شدن خانه ها صافی قلب و بی ارزشی جهان را بنگیرید،تمامش به بهای یک قطره اشک نیمه خشک و شور نیمه جانی زیر آوار قصابی شده ارزان می اید....
•. :جمله ای از کتاب «فقیر اسیزی»(ترجمه شده در ایران با نام سرگشته راه حق)نوشته نیکوس کازانتزاکیس .این جمله از منصوبات به سنت فرانسیس(از بزرگترین قدیسان مسیحی و بنیانگذار فرقه فرانسیسکن ها یکی از دوشاخه ی بزرگ مسیحیت کاتولیک )میباشد به این معنی که آموزه های سنت فرانسیس بر سه پایه :فقر کامل،عشق کامل و صلح کامل برقرار است،سنت فرانسیس توجه و عشق به بیماران و طرد شدگان را باعث بهبودی و قداست آنان میداند